<دانشجو نما شنبه ۳۰ دی ۸۵

آزاده به جاى اسير، جاويدالاثر به جاى مفقود‌الاثر، سامان‌دهى به جاى سانسور، حرکات موزون به جاى رقص … اين‌ها نمونه‌هايى از دگرگونى واژگان در لغت‌شناسى حکومتى است. تغييرى که نشان از دوگانگى حکومت با جامعه دارد. حکومتى به زعم خود آسمانى در برابر مردمى با سرشت زمينى … اين دوگانگى همه‌جا ديده مى‌شود: عده‌اى تماشاگرنما به داور بى‌احترامى می‌کنند و معدودى دانشجو‌نما عکس رئيس‌جمهور را آتش می‌زنند …

اين دوگانگى در بيشتر فرهنگ‌هاى کهن و جامعه‌هاى سنتى امروزى به چشم مى‌خورد، از جمله در ايران باستان عقيده بر آن بوده که هر چيزى در عالم خاکی یا گیتی، هم‌تایی دارد در واقعیت قدسی جهان مثال یا مینو. این‌جاست که به سبک بعضی فیلسوف‌نماها هم‌چون پوپر می‌توانیم همه چیز را گردن افلاطون بدبخت بیاندازیم با آن عالم مثال‌اش!

موضوع این نوشته در دوره‌ی فترت فانوس به ذهنم رسید، ولی از آن‌جا که در دور قبل بعضی بلاگرنماها ایراد گرفته بودند که نوشتن در فانوس سخت شده، در نوشتنش تردید داشتم، چون هرچه فکر کردم دیدم نمی‌توانم بدون ارسطو و لاک و هگل سر از کار این جماعت دانشجو‌نما که سخنرانی رئیس‌جمهورنمای مملکت را بهم زدند درآورم. بعضی‌ها هم می‌گفتند که ما فانوسی‌نما هستیم و بی‌خود دم از فلسفه می‌زنیم، ولی باور کنید مغز آدم که با این فلسفه‌بافی‌ها پر شد، مهندس هم که باشی موقع بحث فنی با همکارت که کم آوردی شروع می‌کنی به شعار دادن که ای مهندس‌نمای افلاطونی مسلک، با این شرایط تحریم که نمی‌توان با مدل مثالی تو کار کرد و قس علی هذا …

خوب از صحرای کربلا برگردیم و ببینیم منظور از دانشجونما چیست. به ظاهر منظور کسی است که به ظاهر دانشجو است ولی در واقع نیست. پرسش اساسی این است:

«آیا فلان شیئ خارجی، مصداق فلان نوع هست یا نه؟»

جواب ارسطو مطابق فهم عرف و بسیار واضح است: بعضی ویژگی‌ها ذاتی هستند و بعضی عرضی. در حالی که دگرگونی در ویژگی‌های ذاتی، شیئ مورد نظر را از دایره آن نوع خارج می‌کند، دگرگونی‌های عرضی اما ماهیت شیئ را عوض نمی‌کنند. یک صندلی می‌تواند از چوب یا آهن باشد اما هم‌چنان صندلی باشد، در عین این‌که اگر شکسته یا سوزانده شود دیگر صندلی نیست … فیلسوفان تحليلى اما تفکیک ذاتی و عرضی بودن ویژگی‌ها را نه عینی که ذهنی می‌دانند. به عبارت دیگر این پارادایم است که ویژگی‌ها را به ذاتی و عرضی تقسیم می‌کند و با تغییر پارادایم تعریف ذاتی و عرضی تغییر می‌کند. یک زمان بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا ذاتی (یا از دید گروهی عرضی) دانشجو و زمانی دیگر آتش زدن عکس احمدی‌نژاد آتش به آسیاب انحصارگران‌ ریختن است …

از دید فیلسوفان انگلیسی، ذات حقیقی، دست‌ نیافتنی است و آن‌چه ما ذاتی چیز‌ها می‌پنداریم در واقع مجموعه ویژگی‌های مورد توجه ما از یک شیئ است که با یک اسم از آن یاد می‌کنیم. از این‌رو از دید ایشان تمام ویژگی‌های شیئ، عرضی یا بیرونی است. اسلام واقعی آن شاهد پرده نشین است که دست بشر به آن نساییده و نرسد و آن‌چه ما به اسم اسلام می‌شناسیم پارادایم زمانه و «اسلام تاریخی» است. این دوگانگی البته به نظر من کانتی (نومن و فنومن) است تا افلاطونی (گیتی و مینو) …

از طرفی هگلی‌ها شیئ را مجموع نسبت‌هایش با دیگر چیز‌ها می‌دانند، به دیگر سخن از دید ایشان تمام ویژگى‌های یک شیئ ذاتی و درونی آن است، لذا به عنوان مثال خلافت عباسی و زبان عربی همان‌قدر ذاتی اسلام هستند که آموزه‌های ابن عربی و ملاصدرا و …

در این‌جااجازه دهید به کاربردهای متفاوت واژه ذات اشاره کنم که گاه به معنی چیستی به کار می‌رود (ذات ارسطو) و گاه به معنی هویت و این همانی (ذات هگل) در مقابل عرضی هم به دو مفهوم به کار می‌رود عرضی مبحث کلیات خمس (باب ایساغوجی) که در مقابل ذاتی است و عرض مبحث مقولات عشر (باب قاطیغوریاس) در مقابل جوهر که در واقع ماهیت «بشرط لا» است در مقابل عرضی باب ایساغوجی که ماهیت «لابشرط» است …

برگردیم به پرسش آغازین «تا چه زمانی فلانی دانشجو است؟» و این‌که هگلی‌ها به جای این پرسش به این پرداخته‌اند که «فلان شیئ آیا در فلان شرایط - از جمله در فلان زمان- همان شیئ در بهمان شرایط و زمان است» که با اصالت وجود صدرایی هم جواب این سؤال البته منفی است.

تفاوت این دو دیدگاه (تحلیلی و هگلی) نه تنها در بررسی سابقه اصلاح‌طلبان در بالا رفتن از دیوار سفارت یا آتش زدن عکس رئیس جمهور که در تحليل «مردم‌سالارى دينى» هم کاربرد دارد.

این هم از کار تئوری! ادامه ندادیم که خدای ناکرده به انکار معتقدات عامه نیانجامد …



نیما قدیمی :: January 20, 2007 :: اندیشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.freelantern.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/44
.
Excerpt:
Weblog: درويش‌پور
Tracked: January 21, 2007 2:40 PM

نظرات شما:

نیما جان سلام! خوش برگشتی! بعنوان یک بلاگرنما از مطلبت لذت بردم!

نوشته شده توسط : آلیوس در روز ۳۰ دی ۱۳۸۵، ۷:۳۱ بعدازظهر

توپ بود مطلبت. تصمیم که نداری فرهنگ اصطلاحات حکومتی رو ببری زیر چاپ ؟
آخه اینا در عالم کلمات واصطلاحات هم کمتر تپه ای رو گل کاری نشده باقی گذاشتن.

نوشته شده توسط : تلفنچی باشی در روز ۱ بهمن ۱۳۸۵، ۲:۰۸ بعدازظهر

ممنون آليوس جان، من هم به عنوان يک فانوسى‌نما از اين‌که در کنار شما دوستان گرامى هستم، خوش‌حالم.

نوشته شده توسط : نيما‌ در روز ۱ بهمن ۱۳۸۵، ۴:۰۹ بعدازظهر

تلفنچى‌جان کامنتت رو تازه ديدم، به هرحال ممنون. نه فکر نکنم بتونم مجوزش رو از ارشاد بگيرم، مگه اين‌که شما زحمتش رو برامون بکشيد

نوشته شده توسط : نيما در روز ۲ بهمن ۱۳۸۵، ۳:۲۳ بعدازظهر

دانشجو نما از همان اول من بوده و هستم و خواهم بود .
شما هم خودتو زیاد ناراحت نکن .
منظور محمود از دانشجو نما من بودم و بس !
لطف عالی ÷اینده
تا هفته ی آینده !
* منظور از ÷ همان حرف سوم الفبای فارسی است .

نوشته شده توسط : دانشجو نما در روز ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۰:۲۲ بعدازظهر









Remember personal info?