<شوخلاگ (۶) سه شنبه ۳ بهمن ۸۵

یادداشت های یک کاریکاتوریست منحرف

سه تابلو !

سه تابلو – نیکان + دو تابلو!

تجربه‌‌ی با حال

آقایی که شما باشید، این مستراح رفتنمون توی فرودگاه دو ساعت به طول انجامید و از عکسیدن آدمای جالب محروم شدیم! یادم به دستشویی مشترک دفتر روزنامه بهار افتاد که مجبور بودیم توی صف بایستیم تا ابراهیم فکراشو بکنه و بعد دو ساعت یه حالی بده و بیاد بیرون تا نوبت ما بشه!!
کار تخلیدن ظاهرا به خوبی و خوشی تموم شد، اما بعدش ــ نیست مث همیشه چند تا خواب آور شب قبل اثر نکرد و فقط چهار ساعت خوابیده بودم و اثراتش توی مستراح ظاهر شد ــ در دم بیهوش شدم!
صدای مهیب مستراح جنب اینجانب که مثل بمب ترکید بیدارم کرد. در مجموع تجربه‌ی خوبی بود که کمی طولانی شد. خلاصه اینقدر حال کردم که حد ندارد.

دم سگ

دم سگ

جای شما خالی

دیشب باز هم فقط چهار ساعت خوابم برد. مشکل من این است که فقط چهار ساعت خوابم می‌برد. البته چهار ساعت خوابم برد!
بعد از این که چهار ساعت خوابم برد، با سه تا از برو بکس در استار‌بکس بودیم. یکی از آن سه بر و بکس پرسید راستی لهجه‌ی تو بریتیش است یا...؟ از شما چه پنهان رگ سیدیم آن هم بعد از چهار ساعت خوابم بردن به جوش آمد و گفتم به تو چه که پارتنرم اهل کجاست؟

این هم از ماجرای لهجه!

یک گفتگوی با حال اما نه در ونکوور

یک گفتگوی باحال! اما نه در ونکوور

یک اتفاق باحال تر!
امشب باز هم چهار ساعت خوابم برد!

--------------
پانوشت: اصل دو کاریکاتور موجود در این پست:
1 ; 2



سام‌الدین ضیائی :: January 23, 2007 :: طنز

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.freelantern.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/46

نظرات شما:

سلام ... از اصلش باحالتر بود :-)

نوشته شده توسط : آرمین گیله مرد در روز ۳ بهمن ۱۳۸۵، ۶:۲۲ بعدازظهر

سلام كارت عاليه موفق باشي به وب منم سر بزن ...
اگه مايل به تبادل لينك هستي خبرم كن خوشحال ميشم...
http://herb-doctor.blogfa.com/

نوشته شده توسط : غريبه در روز ۳ بهمن ۱۳۸۵، ۱۰:۱۱ بعدازظهر

سلام / لینکتون تصحیح شد / موفق باشید / بابک

نوشته شده توسط : بابک در روز ۵ بهمن ۱۳۸۵، ۵:۵۹ بعدازظهر

آخ دلم ،،،،مردم از خنده ،،،دستت درد نکنه
،،،الهی که لهجه ات غلیظ تر بشه
سامی جان،لطفا به این نکته توجه کن ،،این که یه دفیفه چفدر طول می کشه ،بستگی به این داره که کدوم طرف در دستشویی باشی،،

نوشته شده توسط : چشم و گوش بسته در روز ۸ بهمن ۱۳۸۵، ۵:۵۹ صبح

looooooool!

نوشته شده توسط : Nikahang در روز ۹ بهمن ۱۳۸۵، ۱۰:۲۰ صبح









Remember personal info?