<آمریکی لاتین، یک قدم دیگر به چپ! دوشنبه ۲۵ دی ۸۵
چرا آلنده شکست خورد ولی کاسترو تا کنون به حکومت خود بر کوبا ادامه داده است؟ هر دوی اینها سوسیالیست بودند. کاسترو اسلحه برداشت و با مبارزات چریکی کشور را از چنگ باتیستا در آورد اما برای آلنده چند ده سال طول کشید تا تمامی احزاب چپ شیلی را متقاعد کند که به جای مبارزهی مسلحانه و خشونتآمیز باید از راه قانونی و مسالمتآمیز وارد شد. هر دو پس از رسیدن به قدرت اصلاحات اراضی را اجرا کردند که طبعا مورد قبول آمریکا نبود. حتی شاید آلنده این کار را با سرعت و شتاب بیشتری انجام داد.
اما کاری که کاسترو انجام داد و آلنده نکرد تسویهی ارتش از ژنرالهای وابسته به آمریکا بود. همان روزی که قرار بود آلنده سوگند یاد کند ژنرالهای ارتش شیلی به سفارت آمریکا پیغام دادند که ارتش گوش به فرمان ایالت متحده است و ما به محض دستور شما کودتا خواهیم کرد. دستوری که البته تا چند سال بعد صادر نشد و در این مدت آلنده فرصت داشت تا این کار را بکند اما او نمیخواست خشونت را چاشنی کار خود کند. اما این همان کاری بود که ماندلا در آفریقای جنوبی انجام داد. او هم دست به تسویه حساب نزد. حتی برخی از معاونان خود را از میان زندانبانان خود انتخاب کرد تا دامنهی انتقامکشی را کاملا محدود کند. آیا میتوان همه چیز را به شانس واگذار کرد؟ یا زمانه و افکار عمومی به نحوی بود که در آفریقای جنوبی دیگر راهی برای کودتا و بازگشت به آپارتاید وجود نداشت؟ البته من مطمئن نیستم ولی ماندلا دست به اصلاحات اراضی نزد. البته عدم استفاده از خشونت دامی بود که مصدق نیز در آن گرفتار شد. او حتی دست به اصلاحات اراضی نیز نزده بود. به نظر میرسد اگر آمریکا انگیزهی کافی برای سرنگونی حکومتی داشته باشد ربطی به این که آن حکومتها خشن بودهاند و یا خیر ندارد. پس آیا میتوان آمریکا را یکی از منشاء های بروز خشونت و یا دستکم بهانهای برای اعمال آن توسط حکومتهای انقلابی دانست؟!
بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین از لحاظ میزان سلطهی كشورهاي خارجي در وضعیتی مشابه چند ده سال پیش ایران به سر میبرند. این که راهی که کوبا در 50 سال پیش برگزید را به طریقی دیگر دارند یکی یکی انتخاب میکنند و رئیسجمهورهای چپ یکی پس از دیگری بر سر کار میآیند اتفاق میمونی است. این منطقهی به شدت راستزده نیاز به چنین حرکاتی دارد که دست شرکتهای آمریکایی را از منطقه کوتاه کند. آخرین مورد نیز رسیدن مجدد دانیل اورتگا به قدرت بود. رهبر پیر ساندنیستها این بار در کولهبارش چند بار شکست در انتخابات را دارد و میداند که باید به آن چه مردم میخواهند و یا به صلاح کشورش است توجه بیشتری نشان دهد. همین که در اولین روز حکومت جدیدش با بوش تلفنی صحبت میکند نشانهای است.
این کشورها را به خاطر داشته باشید. این همه حکومت چپ در سرزمین پر احساس آمریکای لاتین باید باعث بروز اصلاحاتی اساسی شود:
برزیل
بولیوی
کوبا
ونزوئلا
شیلی
آرژانتین
نیکاراگوآ


