<آمریكا در ایران چه میخواهد؟ (2) جمعه ۱۳ بهمن ۸۵
حالا قدرت عراق عملا از بین رفته است. ایران عملا در منطقه رقیبی ندارد. به دلایل مختلفی اسرائیل نباید به صورت مستقیم با ایران وارد جنگ شود و اعراب ماندهاند و اسرائیل و كشوری كه باید پذیرفت با وجود تمام اتفاقات ناگوار و فاجعههای عظیمی مثل احمدینژاد دارد پیشرفت میكند. این قدرت برای هیچ یك از كشورهای منطقه پذیرفتنی نیست. شاه اردن به خاطر ظهور هلال شیعی هشدار میدهد و عربستان سعودی به انحاء مختلف پیغام میفرستد كه در كار اعراب دخالت نكنید. اسرائیل هم كه جای خود دارد و شمشیر را از رو بسته است.
در این بین آمریكا به عنوان مجری طرح خاور میانهی جدید باید این قدرت را محدود كند و یا از بین ببرد.
طبیعی است كه آمریكا بخواهد این كار را با حداقل هزینه انجام دهد. با توجه به اوضاع فعلی به نظر میرسد هزینهی اشغال نظامی ایران آن قدر زیاد باشد كه بوش با وجود دیوانگیهای فراوان دست به آن نزند اما اگر بخواهد ایران را محدود كند در ابتدا تلاش فعلی در جهت منزوی كردن ایران را ادامه خواهد داد و تحریمهای رسمی و غیررسمی بیشتری بر ضد ایران وضع خواهد شد. سپس ممكن است به حملات موشكی دست بزند. این حملهی موشكی به اهداف هستهای محدود نخواهد بود و دقیقاً از الگوی حملهی اسرائیل به لبنان شامل نابودسازی كلیهی زیرساختها پیروی خواهد كرد. به این ترتیب احتمال از بین رفتن پالایشگاهها, نیروگاهها, صنایع مختلف و راههای كلیدی ایران در این میان وجود دارد. اگر چنین شود هم باید احمدینژاد را تحمل كنیم و هم كشور در بدبختی ناشی از این حملات فرو خواهد رفت و سالها باید نفت بفروشیم و التماس خارجیها را بكنیم تا بیایند و همانها كه خراب كردهاند را بسازند. خدا نكند!


