<شوخلاگ (7) سرکلانتر: خودم یکشنبه ۶ اسفند ۸۵

نگاه درخشان حسین غیر عادی به مسائل ایران، اسرائیل، آمریکا،انرژی اتمی، شرعیات، اقتصاد، علوم فضایی، قضایی و غذایی و ...

لینکدونی: چند لینک به خودم، جمهوری اسلامی ایران تنها حکومت دموکراتیک و مستقل منطقه ارزش دفاع کردن دارد، چند لینک به خودم، نظر جورج بوش درباره ی مطلبم درباره ی بمب اتمی،چند لینک به خودم، محسن سازگارا از *ون دیک چنی می خورد [من از جای دیگر!]،چند لینک به خودم، اگر اورگزم زنانه در من اتفاق بیفتد چه شود؟!،چند لینک به خودم، فهرست دستاوردهای سفر دو حج عمره و تمتع من به اسرائیل، باز هم چند لینک به خودم.

منبع مستقل هودری
تا موقعی که خبر های مربوط به باطبی از طرف منبع مستقل خودم تایید نشده نه به خانواده اش و نه دفتر تحکیم وحدت و نه هیچ بنی بشر دیگر اعتماد نکنید. خودم بعدا قضاوت خواهم کرد. می گویید حرف هایم شبیه محسنی اژه ای و شریعتمداری است.درست است. اما توروخدا نگذارید احساسات انسان‌دوستانه‌تان جلوی انقادی فکر کردن‌تان را بگیرد. این مهم‌ترین بخش روشن‌فکری است، نه اینکه آدم چه می‌پوشد و چطور حرف می‌زند یا کدام مدرک را از کدام دانشگاه به دیوار خانه‌اش آویزان کرده است.

شجاعت هودری
قبلا با شجاعت گفته ام بمب اتمی حق مسلم ماست.حالا می گویم همه ی ادعاهای امریکا یی ها درباره ی انرژی اتمی دروغ است. سگ خامنه ای به بوش و بلر شرف دارد.بی بی سی هم که خبر داده همین امروز فردا جنگ شروع می شود. من هم که خیلی با غیرتم. می روم همین امروز بلیط و ویزا می گیرم برمیگردم ایران بجنگم.جنگ جنگ تا ییروزی!
چون وبلاگ مرا به شدت نمی خوانند، به این مطلب لینک بدهید تا به شدت استقبال کنند یا به آن گیر بدهند تا بیشتر معروف شوم!

بمب هودری
بالاخره موفق شدم بی بی سی را به یک مصاحبه هودری وادار کنم. بعدا آدرس می دهم. به سردبیر نیو ساینتیست گفتم مفت و مجانی مصاحبه نمی کنم. از بی بی سی یاد بگیر. بدبخت باور کرده بود.دود از *نش بلند شد. اما با صدای آمریکا تماس گرفته ام و گفته ام بمب اتمی حق مسلم ماست و مردانه اعلام کردم خامنه ای از بوش بهتر است، اما جان کری جانم از هر دو بهتر تا *ونتان بسوزد!چند تا مصاحبه ی مهم هم از رادیو تلویزیوون و هوا و زمین داشته ام که مثل بمب اتمی ترکانده است! بعدا می گویم کجا بروید ببینید!

خانه هوددری
من دوباره آمده‌ام اسراییل. این بار زیاد سروصدا نمی‌‌خواهم بکنم. اصولا کمی خسته شده‌ام از این بی‌خانمانی. ولی فعلا چاره‌ای ندارم.
دلیل ننوشتنم هم اینجا یک جور خستگی [خجالت] ملی است. نمی‌‌خواهم در این جا را تخته کنم. ولی می‌‌خواهم بگویم که دیگر انتظار نداشته باشید از جنبه‌ی خبری بتوانم کاری درخشان در این وبلاگ بکنم. مثلا نمی‌توانم به همه ی مسائل ایران، اسرائیل، آمریکا، شرعیات، اقتصاد، علوم فضایی، قضایی و غذایی و ...واکنش به موقع نشان دهم یا لینکدونی را به‌روز نگه دارم. ولی اینجا هستم و می‌نویسم. امیدوارم بتوانم یک *هی درباره ی انرژی اتمی بخورم!

ادبیات هوددری
ما تحت شان را... من که کلی با ... این ...گرا هاحال می کنم! اگر قرار باشد یک روزی رسما ...گرا شوم ترجیح می دهم ... بدهم...آقا ...نمان یاره شد تا بهشان فهماندیم ازخیرش گذشتیم! ... مان درد گرفت از بس به این معامله بزرگ فکر کردیم!

سیاست هوددری
من که کلی خودم را سیاسی می‌دانم موقعی که هم‌کنفرانسی‌های ترک و مصری‌ام در هتل اقامت‌مان در برشوا داشتند بحث سیاسی می‌کردند، من که مثل خر مانده بودم توی گل،خسته شدم. آنجا فهمیدم که من فقط موقعی حوصله‌ی بحث سیاسی دارم یک جوری اتوبوسی و درباره ی ایران باشد. بابا خیلی حوصله‌سربر است. اگر ایران بود الان کلی مسافر اتوبوس تشویقم کرده بودند.اما آنجا کلی به نگاه های درخشانم خندیدند!

وضعیت دو سر*هی هوددری
هر چه می‌خواهید چیز‌هایتان را خالی کنید و به من یک لا قبای بی‌خانه هر تهمتی می‌خواهید بزنید. ولی من برای خودم روشن است که چه ‌کنم تا قبایی تازه کنم و خانه ای بسازم.
خیلی آشکار نوشته ام که من بی‌خدای بی‌نماز مثل جیم کری عزیز با براندازی خشن یا نرم همین جمهوری اسلامی به شدت مخالفم و با تمام وجودم برای نگه‌داشتن همین سیستم درب و داغان با تمام ایراد‌هایش در خارج از ایران مثل کوه می‌ایستم و تنها راه بهتر کردن آن را ادامه‌ی راه خاتمی برای دو، ‌سه،چهار، ینج،شش دوره‌ی دیگر می‌دانم.
بی‌وجدان‌ها، با نابود کردن من چه چیزی به دست می‌آورید که حتی دیگر به من یک گیر عادی هم نمی دهید ؟

مواضع هوددری
خوب است من برای تمام مواضعم استدلال و چهارچوب تئوریک دارم و حرفم را با جهت وزش باد عوض نمی کنم. مدت‌ها پیش بدون لکنت گفته‌ام که چرا با انتخاب جیم کری با حاکمان جمهوری اسلامی هم عقیده ام. با براندازی جمهوری اسلامی ازطرف حاجی آقا بوش مخالفم.اگر مجبور باشم بعد از کری، بین بوش و خامنه‌ای یکی را انتخاب کنم، بدون شک همین خامنه ای را انتخاب خواهم کرد. مواضعم در مورد اسرائیل هم که روشن است!
تاریخ قضاوت خواهد کرد که آدم‌هایی که همیشه روی موج سوارند سود بیشتری به مردم‌شان رسانده‌اند یا کسانی که مثل من انتخاب کرده‌اند کاری به موج نداشته باشند!



سام‌الدین ضیائی :: February 25, 2007 :: طنز

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.freelantern.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/64

نظرات شما:

:))

نوشته شده توسط : Majid در روز ۶ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۵۰ بعدازظهر

ولی اگر میخواهی بگی این طنز بود، خودت و مسخره کردی، چون فکر کنم، یکم فحش میخواستی به حسین بدی که دادی! خوب حالا ارومی؟

نوشته شده توسط : بماند در روز ۶ اسفند ۱۳۸۵، ۱۱:۲۲ بعدازظهر

مجید جان آرزو می کنم همیشه شاد باشی....و اما برادر بماند عزیز،اتفاقا می خواستم حسین جون رو آروم کنم!شما خودشو ناراحت کن!اون لذت می بره ازین گیر دادن ها! تازه بیشتر هم معروف می شه! مگه این که...

نوشته شده توسط : سام الدین ضیائی در روز ۷ اسفند ۱۳۸۵، ۹:۱۱ صبح

آقای ضيائی گرامی ضمن احترام باید عرض کنم که ايشان با کمک همين‌گونه نقدها و با رندی‌های ديگر به جاهايی رسيده‌اند که می‌بينيم. به واکنش کشيدن ديگران حربه‌ی اوست. ايشان کاری غير قانونی نمی‌کنند شايد خيلی‌ها از روش ايشان متنفر باشند اما برای امثال ايشان و کلا درغرب اين چيز‌ها مهم نيست. در چارچوب قانون هر جور دلت می‌خواهد زندگی کن مردم هم هر چه می‌خواهند بگويند مهم نيست. ايشان روشش اينست و موفق هم شده. شما و صدها وب‌لاگ‌نويس ديگر با هر نيتی اين نقد‌ها و طنز‌ها را می‌نويسيد در دام ايشان گرفتار شده‌ايد و به معروفيتش کمک کرده‌ايد.

هودر يک - سام صفر :)

نوشته شده توسط : . در روز ۷ اسفند ۱۳۸۵، ۲:۱۰ بعدازظهر

دوست محترم ، حق با شماست.من هم هميشه سعی کرده ام اين بچه را بيش از اين به بازی نگيرم تا خوش خوشانش شود اما به قول مجيد زهری عزيز داستان اين آدم از اين حرف ها گذشته!همان بودجه هلندی نجس وقتی جامی با او مصاحبه ای ترتيب می دهد تا درباره ی سفر به اسرائيلش بگويد ياک می شود... يکی بايد به اين آدم بفهماند که ديگران را مثل خودش نادان فرض نکند و به شعورشان بيش از اين توهين نکند! شايد تغيير روش دهد برای معروف شدن و يول درآوردن بيشتر! با احترام دوباره

نوشته شده توسط : سام الدین ضیائی در روز ۷ اسفند ۱۳۸۵، ۶:۲۷ بعدازظهر

بسیار چیپ و بچگانه، بیشتر از آن که شخصیت (نه چندان مثبت) درخشان را زیر سوال ببرد آدم را یاد ترکیب نازیبای "عقده گشایی" می انداخت.

نوشته شده توسط : میریان در روز ۷ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۴۰ بعدازظهر

http://kartonkh.blogspot.com/2007/02/blog-post_20.html

نوشته شده توسط : در روز ۸ اسفند ۱۳۸۵، ۸:۰۹ بعدازظهر

هر کسی بر طينت خود می تند!

نوشته شده توسط : سام الدین ضیائی در روز ۸ اسفند ۱۳۸۵، ۹:۰۲ بعدازظهر

پارسا جان سلام. چندین بارکار وبلاگ نویسی انجام دادم که با سنگ اندازی مواجه شد. از مصاحبه ی قشنگت با دایی عزیزم خرسند شدم. به من هم سر بزن، هرچی باشه حلال زاده به داییش میره. البته ما نه همدیگه رو میبینیم و نه تله پاتی داریم ولی دایی و خواهرزاده به هم شبیهن. منتظر حضور گرمت در وبلاگم هستم. اگر زحمتی نبود آدرسم و به دایی هم بده چون فیلتر شده من نمی تونم. ممنون

نوشته شده توسط : پاییز در روز ۸ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۲۶ بعدازظهر

خواهرزاده ی همونی که باهاش مصاحبه کردی. ممنونم و دوست دارم

نوشته شده توسط : پاییز در روز ۸ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۲۸ بعدازظهر

خواهر زاده ی همونی که باهاش مصاحبه کردی. ممنونم از زحمتت و دوستت دارم به خاطر خودت

نوشته شده توسط : پاییز در روز ۸ اسفند ۱۳۸۵، ۱۱:۳۳ بعدازظهر

kheili khob neveshtin

نوشته شده توسط : در روز ۵ فروردین ۱۳۸۶، ۱۰:۴۶ بعدازظهر









Remember personal info?